در کاسه های آبدار بوسه می ریزی ، معجونی از لب هات را با برف و شاتوت و...
یک اتفاق ترش بعد از صرف فالوده ، دروازه قرآن،بوسه بازی، آبلیمو، تو
در دست هایم گیج کولی های شیرازی، سر می کشد صحرا به صحرا دلبری هایت
من ببر، ببر سال های طالعی چینی، تا انتهای دشت ها آهو به آهو تو
آهنگ در آهنگ می لرزانی از اینجا، موسیقی ابیات را در لرزش رقصت
با جینگه جینگه ساز میای از بالای شیراز، تا جینگه جینگه هی بلرزونی النگوتو
اول عروس باغچه ها شی گل بپاشونی، بعدش حنا بندازی برگای درختارو
پروانه ها لپ گلیتو بند بندازن، با شاخکای نرمشون بردارن ابروتو
بعدش بذاری تو بهار پاک اندامت خودرو تر از گلهای روی پیرهنت باشم
هر روز ببافی پیچکاتو دور بازوهام، هر شب به آغوشم بپاشی عطر شب بوتو
دنیا عروس دومادیای بچگیمونه، تو کوچه ها مثه دلم عمریه گم کردم
دستامو تو دست عمو زنجیر بافاتو، دسمالمو زیر درخت آلبالوتو...
□□□
دروازه قرآن را کنارم مست رقصیدی، آرام کن طوفان ضرب آهنگ شعرم را
آرام کن ساز النگوهات را بانو! تا کل دنیا را نکردی مات ومبهوت و ↓
دیوانه ی چشمان نازت!
نرگس شیراز!
امشب مدامم مست می دارند گیسو هات
هر دم خرابم می کنی و باز می سازی در فال حافظ با فریب چشم جادو تو
...یک اتفاق ترش مشغول خودش کردست، تا نیمه شب ذهن تمام نیمکت ها را
در کاسه های آبدار بوسه می ریزی، معجونی از لب هات را با برف و شاتوت و...
نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388 توسط حامد عباسيان | لينك ثابت
